-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 18 بهمنماه سال 1391 18:07
بــدبختــی تــون رو بــه کســی نــگیـــد خودتون یادتون میره اما بقیه خوب یادشون می مونه...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 18 بهمنماه سال 1391 18:07
پشت هر مرد موفقی . . . بلاخره یه روز میخاره چیه؟ فکر کردی می خوام بگم پشت هر مرد موفقی یه زنه؟ عمرا از این قصه تخیلی ها بگم
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 17 بهمنماه سال 1391 16:52
افسوس... افسوس واسه تو ای دل ساده که هرکسی واست عقده ای فرستاده هرکی که اومد جلوت گفت دلسوز توئه حالا میبینی باعث غم امروز توئه تو میخواستی زیر پرچم هیچکس نری به هر سیاست پستی تو نیشخند زدی نگاها رو صدای تو شدن بیشتر شدید ولی جوری که هستی تورو هیچکس ندید...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 15 بهمنماه سال 1391 15:32
دلتنگی... دلتنگی نه با قلم نوشته می شود، نه با دکمه های ســــــرد کیبورد .... . . دلتنگی را با اشک می نویسند
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 15 بهمنماه سال 1391 15:31
شاید میان این همه نامردی باید شیطان را بستاییم که دروغ نگفت جهنم را به جان خرید اما تظاهر به دوست داشتن آدم نکرد!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 12 بهمنماه سال 1391 18:41
پسری که خیلی دوست دختر داشت بالاخره عاشق شد و ازدواج کرد...!!! بعد خدا بهش یه دختر داد...!!! یه روزبهش گفتم که یادته چجوری اشک دختر ها رو در میاوردی...؟؟!! حالا خودت هم دختر داری...!! نظرت چیه...!!؟؟ تحمل اشکش و داری...؟؟!! بهم گفت:فقط می تونم بگم پشیمونم و امیدوارم همه اونها که دلشون رو شکستم منو ببخشن...!!! هیچ پدری...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 10 بهمنماه سال 1391 20:49
چند روزه دل دیوونه میگیره همش بهونه آتیشم میزنه هر شب جای خالیت توی خونه دل من هواتو داره دیگه طاقت نمیاره این این دل همیشه گریون مثل ابرای بهاره کی تو رو دوستت داره قد یه دنیا کی میخواد با تو باشه حتی تو رویا دنبال جای پاهاته توی شنهای قشنگ و خیس دریا نگو که رفتن تو سهم منه دل من طاقت نداره میشکنه نگو که باید جدا شیم...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 6 بهمنماه سال 1391 21:13
اتفاقهایی هست که حسرت آن تا همیشه باقی میمانند مثل حسرت یک بار دیگر بوسیدن دستان مادر
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 3 بهمنماه سال 1391 21:38
شاگرد از استادش پرسید: عشق چیست؟ استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی. شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: چه اوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلوتر میرفتم خوشه های پر...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 26 دیماه سال 1391 17:38
*
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 24 دیماه سال 1391 19:02
حرارت لازم نیست ، گاهی از سردی نگاهت میتوان آتش گرفت
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 24 دیماه سال 1391 17:20
راست است که صاحبان "دلهای حساس" نمیمیرند ! بلکـه بیهــنگام "ناپـدیـد" مـیشـــــوند . . .
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 24 دیماه سال 1391 17:18
دلتنگم نه براى تو! براى کسى که فکر مىکردم تو بودى: این روزها هرکس گفت عاشقتم بپرس تا ساعت چند؟؟
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 24 دیماه سال 1391 17:17
در دوری لذتی است که در با هم بودن نیست چون در با هم بودن ترس از فراق است و در دوری شوق دیدار . . .
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 24 دیماه سال 1391 17:16
گمم نکن … در گوشه ای از حافظه ات آرام مینشینم ، فقط بگذار بمانم . . .
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 24 دیماه سال 1391 17:15
جداموندن از کسی که دوستش داری فرقی بامردن نداره پس عمری که بی تو میگذرد مرگی است به نام زندگی . . .
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 24 دیماه سال 1391 17:13
با من لج نکن بغض نفهم ! این که خودت را گوشه ی گلو قایم کنی چیزی را عوض نمی کند با « یکی بود یکی نبود » شروع میشود این قصه با یکی ماند یکی نماند، تمام. یکی، من بودم یا تو؛ مهم نیست مهمْ قصهایست که تمام میشود! ما عـــادت شـــدیم
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 24 دیماه سال 1391 17:12
همیـــشه نمیــــشه زد به بــی خیالی و گفــــت : تنــــــــــها اومدم و تنـــــــــــها هم میرم یـــــــــه وقتایی شـــــــــاید حتی برای ساعت یا دقیقه ای کــــــــم میــــــــــاری دل وامـــــــــوندت یکی رو میخواد که عاشـــــــــــقونه دوسش داری
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 24 دیماه سال 1391 10:12
1
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 23 دیماه سال 1391 21:26
خــــــــــدا جــــــــون نتـــــــرس...! نــــه به گنـــــــاه میفتــــــــی!؟!! نــــــه بــــــه جهنـــــــم میـــــــری!!! منــــــو تو به هــــــــم محـــــرمیم... دستمـــــــو بگیـــــــر...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 دیماه سال 1391 23:38
یه جمله معروف هست که میگه: همه خانما خوشگلن، فقط بعضیاشون بلد نیستن آرایش کنن...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 21 دیماه سال 1391 22:03
معشوقـــه ای پیــدا کــرده ام به نــام روزگــــار ایـن روزهــــا سخـــت مرا درآغــوش خــــویش به بــــــــــــازی گــــــــــــــرفته اســــــــــــــت !!!
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 21 دیماه سال 1391 22:00
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 21 دیماه سال 1391 22:00
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 21 دیماه سال 1391 21:58
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 19 دیماه سال 1391 23:59
زندگی یعنی : ناخواسته به دنیا آمدن مخفیانه گریستن دیوانه وار عشق ورزیدن و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمیپذیرد، مردن
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 19 دیماه سال 1391 23:47
هنوز برایت می نویسم درست شبیه پسرکی نابینا که هر روز برای ماهی قرمز مرده اش غذا می ریزد . . .
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 19 دیماه سال 1391 23:28
همیشه بودن کسایی که بم میگفتن تو چرا عشق نداری؟؟؟ همیشه بودن کسایی که بم بگن عشق یعنی زندگی... میگفتن اگه عاشق نشی زندگی نکردی... ولی بم نگفتن اگه عاشقش بشی دلت میسوزه.. بم نگفتن اگه با چشاش نگات کنه تموم جونتو به آتیش میکشه... بم نگفتن اگه هر روز نگاش کنی بازم دلتنگش میشی... بم نگفتن یه روز میذاره میره... بم نگفتن......
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 19 دیماه سال 1391 23:25
اهای دخترای که با احساسات پسرا بازی میکنید این را بدانیید که حتما پسر پیدا خواهد شد با احساسات شما بازی کند دست بالای دست خیلی زیاد
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 19 دیماه سال 1391 23:24
قلیون یه درس خوب به آدم میده :به پای کسی بسوز که نفسش رو خرجت کنه